ترجمه "oro" به فارسی

زر, طلا, طلا بهترین ترجمه های "oro" به فارسی هستند.

oro
+ اضافه کردن

پاپیامنتو-فارسی فرهنگ لغت

  • زر

    noun
  • طلا

    noun

    Ora e celebro precioso ei manera oro stop di funcioná, esei ta resultá den morto.

    صفت طلا از ارزش حیاتی مغز حکایت دارد و کوچکترین شکستگی در آن در حکم مرگ شخص است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

Oro
+ اضافه کردن

پاپیامنتو-فارسی فرهنگ لغت

  • طلا

    noun

    نوعی فلز واسطه ارزشمند

    Ora e celebro precioso ei manera oro stop di funcioná, esei ta resultá den morto.

    صفت طلا از ارزش حیاتی مغز حکایت دارد و کوچکترین شکستگی در آن در حکم مرگ شخص است.

عباراتی شبیه به "oro" با ترجمه به فارسی

  • بدرود · خدا حافظ · خدا نگهدار · خداحافظ
اضافه کردن

ترجمه های "oro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه