ترجمه "pòmp" به فارسی

پمپ ترجمه "pòmp" به فارسی است.

pòmp
+ اضافه کردن

پاپیامنتو-فارسی فرهنگ لغت

  • پمپ

    noun

    Mi tabata feita i limpia mi kurpa den bañonan di pòmp di gasolin.

    در سرویسهای بهداشتی پمپ بنزینها اصلاح میکردم و خود را مرتب و تمیز میکردم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pòmp " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pòmp" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه