ترجمه "palomba" به فارسی

فاخته, قمری, كبوتر بهترین ترجمه های "palomba" به فارسی هستند.

palomba
+ اضافه کردن

پاپیامنتو-فارسی فرهنگ لغت

  • فاخته

    noun

    68:13—Kon asina e ‘ala di palomba tabata furá ku plata, i su plumanan ku oro ku ta lombra’?

    ۶۸:۱۳ — چگونه است که ‹بالهای فاخته به نقره پوشیده است و پرهایش به طلای سرخ›؟

  • قمری

    adjective
  • كبوتر

  • کبوتر

    noun

    Na un ocasion e spiritu santo a aparecé den forma di un palomba.

    یک بار روحالقدس به شکل یک کبوتر ظاهر شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " palomba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "palomba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه