ترجمه "pas" به فارسی

آشتی, صلح بهترین ترجمه های "pas" به فارسی هستند.

pas
+ اضافه کردن

پاپیامنتو-فارسی فرهنگ لغت

  • آشتی

    noun

    Cu calmu Rukia a pidié pa papia cu su ruman, splicando cu e kier a haci pas cuné.

    روکیا جواب داد که آمده است با برادرش صحبت و آشتی کند.

  • صلح

    noun

    Si ta posibel, asina leu ku ta dependé di boso, sea na pas ku tur hende.

    اگر ممکن است به قدر قوّهٔ خود با جمیع خلق به صلح بکوشید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pas " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pas" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه