ترجمه "representante" به فارسی

نماینده ترجمه "representante" به فارسی است.

representante
+ اضافه کردن

پاپیامنتو-فارسی فرهنگ لغت

  • نماینده

    noun

    Moisés tabata riba “setenta aña” ora ku Yehova a nombr’é komo su profeta i representante.

    موسی بیش از «هفتاد سال» داشت که یَهُوَه او را نماینده و نبی خود ساخت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " representante " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "representante" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه