ترجمه "salú" به فارسی

بسلامتی, تندرستی, سلامت بهترین ترجمه های "salú" به فارسی هستند.

salú
+ اضافه کردن

پاپیامنتو-فارسی فرهنگ لغت

  • بسلامتی

  • تندرستی

    I si boso no parse mes salú ku e otro hóbennan, e por mata mi.’

    و اگر شما به تندرستی دیگر مردان جوان به نظر نرسید، ممکن است که او مرا بکشد.›

  • سلامت

    noun

    E hemoglobina den e celnan corá ta hiba oxígeno cu nos mesté pa bon salú i bida.

    هموگلوبین موجود در گلبولهای قرمز، حامل اکسیژن مورد نیاز برای سلامت و حیات هستند.

  • ترجمه های کمتر

    • سلامتی
    • هورا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " salú " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "salú" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه