ترجمه "spion" به فارسی

جاسوس ترجمه "spion" به فارسی است.

spion
+ اضافه کردن

پاپیامنتو-فارسی فرهنگ لغت

  • جاسوس

    noun

    Rumor a kore ku tabatin spion di Israel den kas di Rahab.

    این خبر در شهر پیچیده بود که جاسوسان اسرائیلی به خانهٔ راحاب پناه بردهاند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "spion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه