ترجمه "tiger" به فارسی

ببر ترجمه "tiger" به فارسی است.

tiger
+ اضافه کردن

پاپیامنتو-فارسی فرهنگ لغت

  • ببر

    noun

    18 E entrenadó ku nos a menshoná na prinsipio a sobrebibí e atake di e tiger bengala.

    ۱۸ شخصی که در ابتدای مقاله به آن اشاره شد از حملهٔ ببر بنگال نجات یافت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tiger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tiger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه