ترجمه "Łaskotki" به فارسی

غلغلک, غلغلک بهترین ترجمه های "Łaskotki" به فارسی هستند.

Łaskotki
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • غلغلک

    Lubi lekkie łaskotki w gardle.

    از یکم غلغلک تو گلوش خوشش میاد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Łaskotki " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

łaskotki Noun noun دستور زبان

delikatne pobudzanie do śmiechu poprzez lekkie drapanie wrażliwych okolic ciała [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • غلغلک

    Lubi lekkie łaskotki w gardle.

    از یکم غلغلک تو گلوش خوشش میاد.

اضافه کردن

ترجمه های "Łaskotki" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه