ترجمه "łeb" به فارسی
خرد, فهم, هوش بهترین ترجمه های "łeb" به فارسی هستند.
łeb
noun
masculine
دستور زبان
głowa zwierzęcia [..]
-
خرد
nounZrobisz co mówię, albo rozłupię ci ten kolaborancki łeb siekierą!
يا کاري که ميگيم رو انجام ميدي ، يا با اين جمجمت رو خرد ميکنم.
-
فهم
noun -
هوش
noun -
پشت سر
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " łeb " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "łeb"
عباراتی شبیه به "łeb" با ترجمه به فارسی
-
احمق · بی کله · لاک پشت دریایی
-
احمق · بی کله · لاک پشت دریایی
-
احمق · بی کله · لاک پشت دریایی
-
احمق · بی کله · لاک پشت دریایی
-
احمق · بی کله · لاک پشت دریایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن