ترجمه "Abel" به فارسی
هابيل, هابیل بهترین ترجمه های "Abel" به فارسی هستند.
Abel
noun
masculine
دستور زبان
imię męskie; [..]
-
هابيل
Nie chcę się meldować, póki Abel nie będzie bezpieczny.
خب ، من تا وقتي از امنيت " هابيل " مطمئن نباشم نميتونم برم بازپروري.
-
هابیل
Abel widział na własne oczy ciernie i osty świadczące o spełnieniu się tych słów.
هابیل میتوانست درستی این گفته را با چشم خود ببیند، زیرا از زمین خار و خس روییده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Abel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ABEL
ABEL (elektronika)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"ABEL" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ABEL در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Abel" با ترجمه به فارسی
-
آبل تاسمان
-
قابیل
-
نیلس هنریک آبل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن