ترجمه "Albumina" به فارسی

آلبومین, آلبومینها, آلبومن بهترین ترجمه های "Albumina" به فارسی هستند.

Albumina
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آلبومین

    Dotyczy to zwłaszcza białek otrzymywanych z osocza: globulin, albumin i fibrynogenu.

    موضوعی که در بیشتر مواقع مطرح میشود مربوط به پروتئینهای پلاسما یعنی گلوبولینها، آلبومین، و فیبرینوژن است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Albumina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

albumina Noun noun feminine دستور زبان

biochem. białko rozpuszczalne w wodzie; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آلبومینها

  • آلبومن

  • آلبومین

    Dotyczy to zwłaszcza białek otrzymywanych z osocza: globulin, albumin i fibrynogenu.

    موضوعی که در بیشتر مواقع مطرح میشود مربوط به پروتئینهای پلاسما یعنی گلوبولینها، آلبومین، و فیبرینوژن است.

  • ترجمه های کمتر

    • اوآلبومين
    • سفیده تخم مرغ
    • لاكتالبومين
    • ميوژنها

عباراتی شبیه به "Albumina" با ترجمه به فارسی

  • آلبومن تخم مرغ · سفیده تخم مرغ
  • آلبومن بذرها · آلبومينهاي بذر · آلبومينهاي دانه · آندوسپرم · داندرون
  • آلبومين سرم
  • آلبومن · آلبومینها · اوآلبومين · لاكتالبومين · ميوژنها
  • اوموسين · اوگلوبولين · فازئولين · كانگليسينين · لگومين · ويسيلين · گلوبولینها · گليسينين
  • آلبومن بذرها · آلبومينهاي بذر · آلبومينهاي دانه · آندوسپرم · داندرون
  • آلبومن بذرها · آلبومينهاي بذر · آلبومينهاي دانه · آندوسپرم · داندرون
اضافه کردن

ترجمه های "Albumina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه