ترجمه "Almanach" به فارسی

سالنما, زیگ, تقویم سالیانه بهترین ترجمه های "Almanach" به فارسی هستند.

Almanach
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سالنما

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Almanach " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

almanach noun masculine دستور زبان

rodzaj publikacji; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیگ

    noun
  • تقویم سالیانه

    noun
  • تقویم نجومی

    noun

    Mózg Jimiego zapamiętuje almanach.

    خوب، مغز "جیم" تقویم نجومی را دارد حفظ میکند.

  • سالنامه

    noun

    Np. ten morski almanach zawierał pozycje Księżyca na każdy miesiąc roku.

    منظورم این است که، این سالنامه دریایی اختلافات قمری را برای هر ماه از سال منتشر میکرد.

اضافه کردن

ترجمه های "Almanach" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه