ترجمه "B" به فارسی
ارتفاع, بور, لقمه بهترین ترجمه های "B" به فارسی هستند.
B
noun
jęz. majuskuła trzeciej litery alfabetu polskiego [..]
-
ارتفاع
nounBardzo ciężko oddychać. Występuje choroba wysokościowa.
تنفس بسیار بسیار مشگل است. شما در ارتفاع بیمار می شوید.
-
بور
adjective nounMrówka była bardzo jasna.
.. يه مورچه اي خيلي بور بود
-
لقمه
nounNie po tym, jak powiedziałeś, że zjadłeś jej byłego.
نه بعد از اينکه بهش گفتي دوست پسر قبليشو يه لقمه کردي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " B " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
b
noun
دستور زبان
jęz. trzecia litera polskiego alfabetu; [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"b" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای b در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "B" با ترجمه به فارسی
-
کلرید باریم
-
از · بی
-
بار رافائلی
-
باریم نیترات
-
خواهش میکنم · قابل نداره · قابل نداشت · قابلی ندارد · قابلی نداشت
-
حساب جاری بانکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن