ترجمه "Bałwan" به فارسی

یتی, آدم برفی, bot بهترین ترجمه های "Bałwan" به فارسی هستند.

Bałwan
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • یتی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bałwan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bałwan noun masculine دستور زبان

figura człowieka ulepiona ze śniegu; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آدم برفی

    noun

    Charlie: Myślę, że wyglądałyby trochę jak brzuch tego bałwana.

    چارلی: فکر کنم شبیه شکم این آدم برفی باشه.

  • bot

  • ابله

    noun
  • حوله داغ

    noun

تصاویر با "Bałwan"

عباراتی شبیه به "Bałwan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Bałwan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه