ترجمه "Bagno" به فارسی
باتلاق, مانداب, باتلاق بهترین ترجمه های "Bagno" به فارسی هستند.
Bagno
noun
neuter
دستور زبان
geogr. toponim, nazwa kilkunastu miejscowości w Polsce
-
باتلاق
Bagna was odmienią, obiecuję.
باتلاق شما را متحول خواهد کرد، قول میدهم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bagno " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bagno
noun
neuter
دستور زبان
ekol. obszar trwale podmokły, porośnięty specyficzną roślinnością; [..]
-
مانداب
nounokresowo zatapiany obszar o glebach podmokłych, pokrych krzewami i drzewami, z/lub bez wykształconymi torfowiskami
-
باتلاق
nounUwielbiam go, bo to ptak z bagien. Ptak na wskroś bagienny.
من عاشق این پرنده هستم زیرا پرنده باتلاق هست، یک پرنده کاملاً باتلاقی.
-
مردابها
-
ترجمه های کمتر
- تالابها
- خلاب
- مرداب
- هور
تصاویر با "Bagno"
عباراتی شبیه به "Bagno" با ترجمه به فارسی
-
تالابهای نمکی · مردابهای نمکی
-
گورابهای ماندابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن