ترجمه "Baron" به فارسی

بارون, بارون بهترین ترجمه های "Baron" به فارسی هستند.

Baron noun masculine

potentat, rekin, tuz, magnat, król, gruba ryba [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بارون

    noun

    tytuł szlachecki

    Baron kazał nam przewieźć was w bezpieczne miejsce.

    بارون کريگر بهمون دستور داد که شما رو به مکان امن تري انتقال بديم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Baron " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

baron Noun noun masculine دستور زبان

niski tytuł arystokratyczny; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بارون

    noun

    Siepacz zawsze jest bezwzględnie lojalny wobec swojego barona.

    ولی وفاداری یک کلیپر به بارون ش هست

عباراتی شبیه به "Baron" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Baron" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه