ترجمه "Beniamin" به فارسی
بنجامین, بنیامین, بنیامین بهترین ترجمه های "Beniamin" به فارسی هستند.
Beniamin
noun
masculine
دستور زبان
imię męskie; [..]
-
بنجامین
properSłowa te, zapisane w roku 1789 przez amerykańskiego męża stanu Beniamina Franklina, to zdaniem wielu naprawdę celny aforyzm.
این گفتهٔ بنجامین فرانکلین یکی از رایجترین نقلقولها و تکهکلامهایی است که وِرد زبان مردم امروز شده است.
-
بنیامین
properAle do worka Beniamina kazał włożyć także swój ulubiony srebrny kielich.
ولی بدون اینکه آنها متوجه شوند، کاری میکند که جام نقرهای او نیز در کیسهٔ بنیامین گذارده شود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Beniamin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
beniamin
noun
masculine
-
بنیامین
properAle do worka Beniamina kazał włożyć także swój ulubiony srebrny kielich.
ولی بدون اینکه آنها متوجه شوند، کاری میکند که جام نقرهای او نیز در کیسهٔ بنیامین گذارده شود.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن