ترجمه "Bermudy" به فارسی

برمودا, برمودا بهترین ترجمه های "Bermudy" به فارسی هستند.

Bermudy proper noun p دستور زبان

geogr. polit. terytorium zależne Wielkiej Brytanii na Bermudach ; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • برمودا

    Kontroler ruchu lotniczego, mały pas startowy na Bermudach.

    ، مسئولِ برجِ مراقبت " يه باندِ فرودگاهِ کوچيک توي " برمودا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bermudy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bermudy noun دستور زبان

męskie krótkie spodnie pod kolana, luźne, z lekkiej tkaniny, zwykle wzorzyste, noszone na plaży [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • برمودا

    Kontroler ruchu lotniczego, mały pas startowy na Bermudach.

    ، مسئولِ برجِ مراقبت " يه باندِ فرودگاهِ کوچيک توي " برمودا

تصاویر با "Bermudy"

اضافه کردن

ترجمه های "Bermudy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه