ترجمه "Brama" به فارسی

براما, دروازه, در بهترین ترجمه های "Brama" به فارسی هستند.

Brama
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • براما

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Brama " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

brama noun feminine دستور زبان

archit. ruchome zamknięcie wejścia bądź wjazdu; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دروازه

    noun

    Pochodzi od starożytnych obrońców, którzy strzegli bram Cytadeli.

    اسمشون از روی نگهبانانِ باستانی ای که جلوی دروازه ی دژ ایستادگی کردن ، گذاشته شده.

  • در

    noun

    Nawet, gdy wyjedziecie poza bramę, strażnicy będą was ścigać.

    گوش کن ، اگه از درها هم رد بشي نگهبانها تعقيبت ميکنن.

تصاویر با "Brama"

عباراتی شبیه به "Brama" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Brama" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه