ترجمه "Butelka" به فارسی

بطری, بطری, بطریها بهترین ترجمه های "Butelka" به فارسی هستند.

Butelka
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بطری

    noun

    Australi musiała zmienić butelki, by uratować ich chrząszcze.

    استرالیا مجبور شد برای حفظ سوسکها٬ بطری هاش را عوض کنه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Butelka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

butelka noun feminine دستور زبان

szklany, plastikowy, ceramiczny lub metalowy pojemnik na wodę i inne płyny w kształcie walca o zwężającym się jednym z końców [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بطری

    noun

    Australi musiała zmienić butelki, by uratować ich chrząszcze.

    استرالیا مجبور شد برای حفظ سوسکها٬ بطری هاش را عوض کنه.

  • بطریها

    Ten porusza się jedynie dzięki wiatrowi zgromadzonemu w butelkach.

    و با استفاده از باد ذخیره شده در بطریها میتواند کار کند.

  • شيشه

    Opędzlowała już całą butelkę, a nadal wyglądała na głodną.

    اون الان يه شيشه ي كاملُ تموم كرد ، اما هنوز به نظر گُشنه ميومَد.

  • ترجمه های کمتر

    • schischeh
    • شیشه

تصاویر با "Butelka"

عباراتی شبیه به "Butelka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Butelka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه