ترجمه "Car" به فارسی

تزار, تزار, تسار بهترین ترجمه های "Car" به فارسی هستند.

Car Proper noun دستور زبان
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تزار

    noun

    tytuł monarszy

    Car odwiedzał tę kolekcję każdego ranka.

    تزار از کلکسيون خودش هر روز ديدن ميکرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Car " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

car noun masculine دستور زبان

hist. cesarz Rosji, władca Bułgarii lub średniowiecznej Serbii (w domyśle: Rosji); [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تزار

    noun

    A nasi żołnierze wrócili z frontu zwolnioni z przysięgi carowi.

    ، و سرباز های ما از خط مقدم برگشتن از سوگندشون به تزار آزاد شدند

  • تسار

    noun
  • امپراتور روسیه

    noun

عباراتی شبیه به "Car" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Car" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه