ترجمه "Centrum" به فارسی
میانهگرایی, مرکز, middle point بهترین ترجمه های "Centrum" به فارسی هستند.
Centrum
-
میانهگرایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Centrum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
centrum
noun
neuter
دستور زبان
środkowa część czegoś [..]
-
مرکز
nounśrodkowa część czegoś
Ziemia nie jest centrum Wszechświata.
زمین مرکز جهان نیست.
-
middle point
-
مركز
Kiedy opozycyjna postanowiła zamknąć centrum miasta, uzgodniliśmy alternatywne trasy.
وقتى جناح مخالف تصميم گرفت بخشى از مركز شهر را تعطيل كند، ما مسيرهاى جايگزين را بررسى كرديم.
تصاویر با "Centrum"
عباراتی شبیه به "Centrum" با ترجمه به فارسی
-
مرکز فضایی جانسون
-
مرکز اعتماد
-
مرکز شبکه
-
مرکز عملکرد
-
کاوشکده
-
تفرجگاه · مرکز خرید · میدان عمومی
-
مرکز همگام سازی باز
-
پایگاه فضایی کندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن