ترجمه "DNA" به فارسی
دی.ان.آ, DNA, داكسيريبونوكلئيك اسيد بهترین ترجمه های "DNA" به فارسی هستند.
DNA
noun
masculine
neuter
دستور زبان
biol. chem. kwas deoksyrybonukleinowy, biorący udział w biosyntezie białka i przenoszeniu cech dziedzicznych; [..]
-
دی.ان.آ
Losowo amplikowany polimorficzny DNA
دی.ان.آ چندریختی تقویتشده تصادفی
-
DNA
Geny naprawy DNA są bardziej aktywne u tych zwierząt.
DNA ژنهایی را تعمیر میکند که اغلب در این حیوانات فعالتر هستند.
-
داكسيريبونوكلئيك اسيد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " DNA " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
dna
Noun
noun
feminine
دستور زبان
artretyzm, podagra [..]
-
نقرس
Bo on nie ma dny.
چونکه اون نقرس نداره
-
ورم مفاصل
noun
تصاویر با "DNA"
عباراتی شبیه به "DNA" با ترجمه به فارسی
-
بستر دریا
-
انگشتنگاری دی.ان.آ
-
پروبهاي آر.ان.آ · پروبهاي دي.ان.آ · پروبهاي ژنتيكي · پروبهای هستهای
-
دورگهگيري دي.ان.آ-دي.ان.آ · دورگهگیری دی.ان.آ · هیبریداسیون دی.ان.آ
-
دورگهگيري دي.ان.آ-دي.ان.آ · دورگهگیری دی.ان.آ · هیبریداسیون دی.ان.آ
-
رونويسي دي.ان.آ · رونويسي ژن · رونویسی
-
th drya
-
ويروس آدنو-وابسته · ويروس هپاتيت غاز · پاروویریده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن