ترجمه "Ekologia" به فارسی

بومشناسی, بومشناسی, اکولوژی بهترین ترجمه های "Ekologia" به فارسی هستند.

Ekologia
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بومشناسی

    Ekologia poszczególnych organizmów czy gatunków jako przeciwstawna do

    بوم‌شناسی موجودات زنده یا گونه‌ها به صورت انرادی، برای یافتن متضاد آن رجوع کنید به ""همبوم‌شناسی""

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ekologia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ekologia noun feminine دستور زبان

biol. nauka o strukturze i funkcjonowaniu przyrody; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بومشناسی

    biol. biologia nauka o strukturze i funkcjonowaniu przyrody; [..]

    Na szczęście coraz więcej instytucji realizuje bardziej całościowe modele, które wraz z kolegami wprowadziliśmy do dziedziny ekologii akustycznej.

    خوشبختانه، موسسههای بیشتر و بیشتری در حال اجرای مدلهای جامعتری هستن که من و تعداد کمی از همکارانم بومشناسی صوتی را به آنها معرفی کردهایم.

  • اکولوژی

    I ta ekologia jest koniecznie relatywna, historycznie i empirycznie.

    و اون اکولوژی ضرورتا نسبی، تاریخی و تجربی است.

  • زيستشناسي محيط زيست

  • علوم بومشناختي

عباراتی شبیه به "Ekologia" با ترجمه به فارسی

  • اکولوژی انسانی · بومشناسی انسانی
  • اکولوژی جانوري · بومشناسی جانوری
  • اقيانوسشناسي زيستي · اکولوژی دریایی · بوم شناسی دریایی · زيستشناسي دريايي
  • بومشناسي پسآتشسوزي · بومشناسی آتشسوزی
  • اکولوژی جنگل · بومشناسی جنگل
  • اکولوژی جمعیت · بومشناسی جمعیت
  • اکولوژی آب شيرين · بومشناسی آب شیرین
  • بومشناسي پسآتشسوزي · بومشناسی آتشسوزی
اضافه کردن

ترجمه های "Ekologia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه