ترجمه "Elf" به فارسی
الف, الف, جن بهترین ترجمه های "Elf" به فارسی هستند.
Elf
-
الف
Ostatni sojusz pomiędzy Ludźmi i Elfami maszerował naprzeciw armiom Mordoru
̈ آخرين ارتش متحد انسان ها و ̈ الف ها. ̈ عليه نيروهاي موردور ̈ برخواستن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Elf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
elf
noun
Noun
masculine
دستور زبان
istota fantastyczna; [..]
-
الف
Ja słyszałem, że nie należy szukać rady u elfów.
شنيدم که مشورت کردن با الف ها عاقلانه نيست
-
جن
nounMamy elfy w postaci Chin.
و جن ها را به شکل کشور چین داریم.
-
وروجک
-
ترجمه های کمتر
- وصله
- پری
تصاویر با "Elf"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن