ترجمه "Epoka" به فارسی
مبدأ, مبدأ تاریخ, دوران بهترین ترجمه های "Epoka" به فارسی هستند.
-
مبدأ
punkt odniesienia w astronomicznym pomiarze czasu
-
مبدأ تاریخ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Epoka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
punkt w czasie, dla którego określone są współrzędne astronomiczne lub parametry orbity; [..]
-
دوران
nounPamiętajcie, to nie tylko koniec długiej wojny, ale i początek nowej epoki.
به ياد داشته باشيد ، اين فقط پايان يک جنگ طولاني نيست ، بلکه شروع دوران جديدي است.
-
دوره
nounSpójrzmy na ten obraz z książki epoki renesansu.
بیاید نگاهی به این نکته زیبا که در يك کتاب دوره رنسانس آمده است بيندازیم.
-
زمان
nounDodając elementy fabuły do muzyki instrumentalnej, Vivaldi wyprzedził swoją epokę.
ویوالدی در ارائهی پیرنگ با محتوای خاص برای موسیقیِ سازی، چندین نسل از زمان خود پیشتر بود.
-
ترجمه های کمتر
- عصر
- مبدا تاریخ
عباراتی شبیه به "Epoka" با ترجمه به فارسی
-
عصر برنز
-
عصر یخ
-
عصر برنز
-
دوره سه امپراتوری
-
آخرین عصر یخبندان
-
عصر حجر · عصر سنگ
-
دوره باستانشناسی
-
سن باستانشناسی