ترجمه "Gąsior" به فارسی
تختهبند, قرابه, غاز بهترین ترجمه های "Gąsior" به فارسی هستند.
Gąsior
Proper noun
دستور زبان
-
تختهبند
-
قرابه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Gąsior " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
gąsior
noun
masculine
دستور زبان
ornit. samiec gęsi [..]
-
غاز
nounGąsior z nizinnych regionów Koła Podbiegunowego prowadzi w rozgrywce.
غاز ِ گلف باز از مناطق جنوبي چرخه قطب شمال رهبر گروهه.
-
غازهاي بالغ نر
-
تختهبند
-
ترجمه های کمتر
- غازها
- نگاه
- کوزه
تصاویر با "Gąsior"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن