ترجمه "Graf" به فارسی
گراف, گراف بهترین ترجمه های "Graf" به فارسی هستند.
Graf
-
گراف
Okręt wojenny Graf von Spee, o wyporności 10 000 ton, był chlubą floty niemieckiej.
یک کشتی جنگی ۱۰,۰۰۰ تُنی به نام گراف شپِی، مایهٔ غرور و افتخار نیروی دریایی آلمان بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Graf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
graf
noun
masculine
دستور زبان
hist. tytuł szlachecki w dawnych Niemczech, Holandii, Belgii, Luksemburgu, Austrii, odpowiednik hrabiego; [..]
-
گراف
nounoto graf pokazujący wyniki o których mówiłem
این گراف نتایج همین تستی را که الان براتون گفتم نشون می دهد.
تصاویر با "Graf"
عباراتی شبیه به "Graf" با ترجمه به فارسی
-
نویسهواره
-
گراف منتظم
-
گراف دوبخشی
-
نظریه گراف
-
فاصله در گراف
-
گراف جهتدار غیرمدور
-
گراف
-
رنگآمیزی گراف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن