ترجمه "Granica" به فارسی

حد, حد, مرز بهترین ترجمه های "Granica" به فارسی هستند.

Granica noun feminine
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حد

    noun

    Przy wyznaczaniu sobie tej granicy musisz jednak być wobec siebie bezwzględnie szczery!

    البته برای تشخیص این حد باید با خود کاملاً صادق بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Granica " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

granica noun feminine دستور زبان

linia, która zamyka lub oddziela pewien określony obszar [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حد

    noun

    Przy wyznaczaniu sobie tej granicy musisz jednak być wobec siebie bezwzględnie szczery!

    البته برای تشخیص این حد باید با خود کاملاً صادق بود.

  • مرز

    noun

    Z czasem zostaliśmy skierowani na teren przy granicy z Brazylią.

    مدتی بعد به منطقهای نزدیک به مرز برزیل فرستاده شدیم.

  • باروى شهر

  • ترجمه های کمتر

    • سرحد
    • کرانی

تصاویر با "Granica"

عباراتی شبیه به "Granica" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Granica" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه