ترجمه "Hiacynt" به فارسی

سنبل, هیاسنیت, سنبل بهترین ترجمه های "Hiacynt" به فارسی هستند.

Hiacynt Proper noun noun masculine دستور زبان

mit. gr. piękny młodzieniec, królewicz spartański, ukochany Apollina i Zefira, syn Amyklasa (lub Ojbalosa) i Diomede; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنبل

    noun

    Hiacynt (roślina)

    Skupisko łodzi rybackich, otoczone zewsząd gęstym dywanem wodnego hiacyntu.

    تصویری از قایقهای ماهیگیری که با روکش کلُفتی از سنبل آبی محاصره شده بودند.

  • هیاسنیت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Hiacynt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

hiacynt Noun noun masculine دستور زبان

bot. wieloletnia roślina cebulowa z rodzaju Hyacinthus L. o ozdobnych kwiatach; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنبل

    noun

    bot. wieloletnia roślina cebulowa z rodzaju Hyacinthus L. o ozdobnych kwiatach; [..]

    Skupisko łodzi rybackich, otoczone zewsząd gęstym dywanem wodnego hiacyntu.

    تصویری از قایقهای ماهیگیری که با روکش کلُفتی از سنبل آبی محاصره شده بودند.

  • سنبلها

  • جنس سنبل

  • ترجمه های کمتر

    • سنبل ایرانی
    • هیاسنتوس
    • گل سنبل
    • یاقوت

تصاویر با "Hiacynt"

عباراتی شبیه به "Hiacynt" با ترجمه به فارسی

  • ایکورنیا کراسیپس · سنبل آبي
اضافه کردن

ترجمه های "Hiacynt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه