ترجمه "Imam" به فارسی

امام, امام بهترین ترجمه های "Imam" به فارسی هستند.

Imam
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • امام

    noun

    Imam Ammar skontaktował się z nami w twojej sprawie.

    امام عمار باهامون تماس گرفت تا پرونده ی تو رو به دست بگیریم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Imam " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

imam Noun noun masculine دستور زبان

uczony duchowny muzułmański, przywódca religijny; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • امام

    noun

    Po raz pierwszy piątkowe kazania wygłaszane przez lokalnych imamów wspierały prawa kobiet.

    برای اولین بار، نماز جمعه که توسط امام جمعه محلی برگزار میشد حقوق زنان را ترویج کرد.

عباراتی شبیه به "Imam" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Imam" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه