ترجمه "Japonka" به فارسی

ژاپنی, تسمه بهترین ترجمه های "Japonka" به فارسی هستند.

Japonka noun feminine دستور زبان

kobieta lub dziewczyna narodowości japońskiej, obywatelka, mieszkanka Japonii [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ژاپنی

    noun

    Pewna starsza Japonka zaprosiła nas do środka, wysłuchała, a potem dała nam po szklance mleka.

    یک خانم مسن ژاپنی ما را به داخل منزلش دعوت کرد و به سخنانمان گوش داد و بعد از آن از ما پذیرایی کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Japonka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

japonka noun feminine دستور زبان

pot. klapek z paskiem pomiędzy dużym palcem a palcem obok; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تسمه

    noun

    Nie zapomnij zabrać japonek.

    حالا ، يادت نره تسمه اي هاتُ برداري

تصاویر با "Japonka"

عباراتی شبیه به "Japonka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Japonka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه