ترجمه "Kiła" به فارسی

سیفیلیس, سیفیلیس, ابله بهترین ترجمه های "Kiła" به فارسی هستند.

Kiła
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیفیلیس

    Choroba weneryczna wywołana krętkiem bladym

    Do innych konsekwencji swobody obyczajów należy opryszczka, rzeżączka, kiła oraz zapalenie wątroby typu B i C.

    امراض دیگری مانند هرپیس، سوزاک، هپاتیت B و C و سیفیلیس، نتایج دیگری از زیر پا گذاشتن ارزشهای اخلاقی میباشند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kiła " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kiła noun feminine دستور زبان

med. choroba weneryczna wywoływana przez krętka bladego; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیفیلیس

    Do innych konsekwencji swobody obyczajów należy opryszczka, rzeżączka, kiła oraz zapalenie wątroby typu B i C.

    امراض دیگری مانند هرپیس، سوزاک، هپاتیت B و C و سیفیلیس، نتایج دیگری از زیر پا گذاشتن ارزشهای اخلاقی میباشند.

  • ابله

    noun
اضافه کردن

ترجمه های "Kiła" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه