ترجمه "Kora" به فارسی

پوست درخت, پوست درخت, فراوردههای پوست درخت بهترین ترجمه های "Kora" به فارسی هستند.

Kora

wygnieciony materiał [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست درخت

    Kora to doskonały wybór - ładna, chropowata, rozłożysta,

    پوست درخت به ویژه بسیار خوب است به خاطر اینکه دلپذیر و دانه دانه و شاخه دار است،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kora " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kora noun feminine دستور زبان

bot. kora pierwotna tkanka łodygi i korzenia znajdująca się między walcem osiowym a skórką [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست درخت

    noun

    Przyniosłam również żywokost i korę wiśni na ból.

    گل گاوزبون و پوست درخت گيلاس هم براي دردش آوردم

  • فراوردههای پوست درخت

  • باقیماندههای الوارکنی

  • ترجمه های کمتر

    • توژ
    • دارپوست
    • ضایعات الوارکنی
    • پسماندههای الوارکنی
    • پوست
    • چوب پسمانده

تصاویر با "Kora"

عباراتی شبیه به "Kora" با ترجمه به فارسی

  • پوست درخت (پسماندهها)
  • هيپرآدرنوكورتيسيسم
  • عصارههاي پوست درخت
  • پوستزدايي درخت · پوستكني شيميايي درخت · پوستکنی · پوستگیری از درخت
  • غدد آدرنال · غدد فوقکلیوی · قشر فوقكليوي
  • روغن چريش · عصاره دانه چريش · عصارههای چریش
  • فراوردههای پوست درخت
  • التهاب عصب · بيماريهاي طناب نخاعي · بيماريهاي عصبشناختي · بيماريهاي مغز · بیماریهای دستگاه عصبی · رقصاک · ميلوآنسفاليت · ميلوآنسفاپاتي · ميلومالاسي · ميلينزدايي · نکروز مغزي-قشري · پيآسيبي
اضافه کردن

ترجمه های "Kora" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه