ترجمه "Kran" به فارسی

شیر, شیر, شير آب بهترین ترجمه های "Kran" به فارسی هستند.

Kran
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیر

    noun

    i spędziliśmy kwadrans, próbując uruchomić kran w ten sposób.

    ۱۵ دقیقه طول کشید تا ما شیر آب را اینجوری باز کنیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kran " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kran noun masculine دستور زبان

rodzaj zaworu pozwalający na regulację przepływu cieczy lub gazu; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیر

    noun

    Przyczepił ją do kranu.

    او آن لوله را به یک شیر متصل کرد. چیزی که درست شد،

  • شير آب

    Damska toaleta cieknie jak urwany kran.

    توالت زنونه ، مث شير آب شکسته نشت کرده

  • توپی

    noun
  • سوراخ گیر

    noun

تصاویر با "Kran"

اضافه کردن

ترجمه های "Kran" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه