ترجمه "Kwarantanna" به فارسی

قرنطینه, قرنطینه, قرنطینهکردن بهترین ترجمه های "Kwarantanna" به فارسی هستند.

Kwarantanna
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرنطینه

    Kwarantannę mam z dala od reszty pasażerów i załogi.

    من توی یه انبار و به دور از مسافرها و خدمه ی دیگه قرنطینه شدم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kwarantanna " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kwarantanna Noun noun feminine دستور زبان

przymusowe odosobnienie osób, zwierząt i rzeczy przybyłych z miejsc objętych epidemią [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرنطینه

    noun

    Twoja prośba o wstrzymanie się, moratorium, czy kwarantannę, jest niezwykle odpowiedzialna.

    طرز نگرش تو درباره درخواست برای لحظهای مکث، ضرب الاجل یا قرنطینه بطزر باورنکردنی پاسخگوست.

  • قرنطینهکردن

  • محل قرنطینه

    noun
اضافه کردن

ترجمه های "Kwarantanna" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه