ترجمه "Manager" به فارسی
مربی (کشتی حرفهای), مدیر بهترین ترجمه های "Manager" به فارسی هستند.
Manager
-
مربی (کشتی حرفهای)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Manager " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
manager
Noun
noun
masculine
دستور زبان
(a.) impresario (organizator) imprezy (np. kulturalnej, sportowej, rozrywkowej) [..]
-
مدیر
nounUżerać się z właścicielami klubów, managerami firmami płytowymi?
سر و کله زدن با صاحب های باشگاه ها مدیر ها, کمپانی ها ضبط ؟
عباراتی شبیه به "Manager" با ترجمه به فارسی
-
مدیر مخاطبین کاری
-
account manager
اضافه کردن مثال
اضافه کردن