ترجمه "Miś" به فارسی
تدی خرسه, خرس بهترین ترجمه های "Miś" به فارسی هستند.
Miś
Proper noun
noun
masculine
دستور زبان
-
تدی خرسه
Tak narodził się pluszowy miś.
و اینطور بود که تدی خرسه متولد شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Miś " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
miś
noun
masculine
دستور زبان
pot. zdrobn. niedźwiedź lub niedźwiadek [..]
-
خرس
nounOwinęliśmy nim formę o kształcie pluszowego misia, który wisiał na suficie.
که اطراف یک حبابی شکل اونا می پیچیم، که بشکل خرس عروسکیه که ازسقف آویزون میشد.
تصاویر با "Miś"
عباراتی شبیه به "Miś" با ترجمه به فارسی
-
نمایش یوگی خرسه
-
بامزی · خرسک
-
فصل شکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن