ترجمه "Monsun" به فارسی

باد موسمی, باد موسمی, برسات بهترین ترجمه های "Monsun" به فارسی هستند.

Monsun
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • باد موسمی

    Gdy żeglarze nauczyli się wykorzystywać monsuny na Oceanie Indyjskim, rzymskie statki zaczęły podróżować z egipskich portów do Indii.

    وقتی دریانوردان آموختند که چگونه از باد موسمی اقیانوس هند بهره گیرند، کشتیهای رومی از بندرگاههای مصر به سمت هندوستان عازم سفر شدند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Monsun " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

monsun noun masculine دستور زبان

geogr. meteorol. wiatr (system wiatrów) sezonowo zmienny pomiędzy oceanem, a lądem, często będący przyczyną występowania pory suchej i deszczowej; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • باد موسمی

    Gdy żeglarze nauczyli się wykorzystywać monsuny na Oceanie Indyjskim, rzymskie statki zaczęły podróżować z egipskich portów do Indii.

    وقتی دریانوردان آموختند که چگونه از باد موسمی اقیانوس هند بهره گیرند، کشتیهای رومی از بندرگاههای مصر به سمت هندوستان عازم سفر شدند.

  • برسات

  • مونسون

اضافه کردن

ترجمه های "Monsun" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه