ترجمه "Mucha" به فارسی
مگس, مگس بهترین ترجمه های "Mucha" به فارسی هستند.
Mucha
Proper noun
noun
masculine
دستور زبان
astr. jeden z gwiazdozbiorów nieba południowego; [..]
-
مگس
nounMucha powinna nauczyć się omijać optycznie wzmacniany zapach.
مگس می بایست بیاموزد تا بوی اجبار شده نوري را نپذیرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Mucha " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
mucha
noun
feminine
دستور زبان
ent. pospolity dwuskrzydły owad; [..]
-
مگس
nounPóźniej coś się stało, kiedy zacząłem badać muchy.
یدفعه یه موضوعی باعث شد تا روی مگس ها کار کنم.
تصاویر با "Mucha"
عباراتی شبیه به "Mucha" با ترجمه به فارسی
-
مگس شیشهآبی
-
مگس
-
موسکا دومستیکا · مگس · مگسهاي خانگي
-
استوموکسیس کالسیترانس · مگسهاي طويله
-
مگسهاي تسهتسه · گلوسینا
-
اوسينيس فريت · اوسینلا فریت · مگسهاي براق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن