ترجمه "Nafta" به فارسی

نفت چراغ, نفت, نفت سفيد بهترین ترجمه های "Nafta" به فارسی هستند.

Nafta
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نفت چراغ

    Przyłóż do tego jakąś naftę!

    يکم نفت چراغ روش بريز!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Nafta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

nafta noun feminine دستور زبان

chem. ciekła frakcja ropy naftowej będąca mieszaniną węglowodorów, żółtawa, palna ciecz, stosowana dawniej do celów oświetleniowych, obecnie jako paliwo lotnicze, rozpuszczalnik oraz w kosmetyce; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نفت

    noun

    Zgromadzili całą naftę, dostali wszystkie pieniądze, ale zdrowia nie można kupić w supermarkecie.

    آنها تمام نفت را استخراج نمودند، همه پول را دریافت کردند، اما سلامتی را نمی توان در مغازه خرید.

  • نفت سفيد

  • نفت سفید

    noun

    Muszę również dwie butelki nafty.

    دو تا بطری نفت سفید هم میخوام.

  • ترجمه های کمتر

    • نفت چراغ
    • مواد نفتی
    • نفت خام
    • پارافین
NAFTA noun feminine

paliwo do lampy z knotem [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی

  • توافقنامه تجارت آزاد آمريكاي شمالي

عباراتی شبیه به "Nafta" با ترجمه به فارسی

  • توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا)
اضافه کردن

ترجمه های "Nafta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه