ترجمه "Notes" به فارسی

دفتر, دفتر, دفترچه بهترین ترجمه های "Notes" به فارسی هستند.

Notes
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دفتر

    noun

    مجموعهای از کاغذ که برای نوشتن مطلب کاربرد دارد

    Myślałem, że widziałeś, co zapisywałem w Notesie Śmierci.

    فکر کردم ديدي تو دفتر چي نوشتم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Notes " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

notes noun masculine دستور زبان

plik zszytych kartek papieru, zwykle w sztywnej oprawie, który służy do zapisywania osobistych notatek;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دفتر

    noun

    W tym notesie są zapiski wniesione tuż przed morderstwami.

    عالي جناب ، مطالب اين دفتر چه درست قبل از. وقوع قتل هاي نوشته شده

  • دفترچه

    Ale zostawił swój notes, który był tam od początku.

    اما او دفترچه یادداشت ش را جا گذاشت آن کارت از همان ابتدا آنجا بود.

تصاویر با "Notes"

اضافه کردن

ترجمه های "Notes" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه