ترجمه "Obraz" به فارسی

دیسک ایمیج, تصویر, نگاره بهترین ترجمه های "Obraz" به فارسی هستند.

Obraz
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیسک ایمیج

    w informatyce obraz dysku

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Obraz " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

obraz noun masculine دستور زبان

szt. dzieło plastyczne, wykonane ręcznie dwuwymiarowe odwzorowanie rzeczywistości lub wizji [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصویر

    noun

    Jak wiele poprzednich, ten obraz pochodzi z teleskopu Hubble'a.

    این تصویر را تلسکوپ هابل تهیه کرده است.

  • نگاره

    noun
  • تصوير

    Są więc trzy kroki do nadania obrazom znaczenia.

    بنا بر اين مفهومي كردن تصاوير داراي سه بخش است.

  • ترجمه های کمتر

    • تلنگر
    • سینما
    • نقاشی

تصاویر با "Obraz"

عباراتی شبیه به "Obraz" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Obraz" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه