ترجمه "Opiekun" به فارسی

ولی, ولی قهری, مراقب بهداشتی بهترین ترجمه های "Opiekun" به فارسی هستند.

Opiekun
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ولی

    conjunction noun

    Posłużę się słowem użytym przez pastora Ricka: rodzice to opiekunowie swoich dzieci.

    میخوام از کلمهای استفاده کنم که کشیش ریک دیروز ازش استفاده کرد-- والدین "مهماندار" فرزندانشانند. ولی صاحب آنها نیستند

  • ولی قهری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Opiekun " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

opiekun noun masculine دستور زبان

osoba, która się kimś lub czymś opiekuje [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مراقب بهداشتی

  • کارمند

    noun

    To Mae West, wciąż żyje w domu swojego opiekuna w Nowym Orleanie.

    این (اسمش) می وست (Mae West) است، که هنوز در خانهء یک کارمند باغ وحش در نیواورلئان زنده مانده است.

اضافه کردن

ترجمه های "Opiekun" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه