ترجمه "Płaca" به فارسی
دستمزد, مزد, کارمزد بهترین ترجمه های "Płaca" به فارسی هستند.
Płaca
-
دستمزد
nounPłacę im lepiej niż jakikolwiek hotel na plaży.
من بهتر از هر هتل ديگه اي تو ساحل بهشون دستمزد ميدم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Płaca " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
płaca
noun
feminine
دستور زبان
zarobek, wynagrodzenie za pracę
-
مزد
noun -
کارمزد
noun -
دستمزد
nounObecnie klienci płacą trzykrotnie więcej za jej usługi, a jej firma ciągle się rozrasta.
او در حال حاضر ۳ برابر شرکتهای دیگر دستمزد دریافت میکند، و شرکتش در حال رشد است.
-
ترجمه های کمتر
- حقوق
- دستمزدها
- hoquq
- اجر
- اجرت
- حقالزحمه
- حقوق ماهیانه
- دخل
- درآمد
- دسترنج
- دستمزدهای زمانی
- مواجب
- نرخ دستمزد
- پاداش
- کار مزد
عباراتی شبیه به "Płaca" با ترجمه به فارسی
-
توافقنامههای دستمزد · قراردادهای کار
-
حقالزحمه · دستمزدها · دستمزدهای زمانی · نرخ دستمزد
-
لیست حقوق
-
حداقل دستمزد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن