ترجمه "Patelnia" به فارسی

ماهیتابه, تابه, ماهیتابه بهترین ترجمه های "Patelnia" به فارسی هستند.

Patelnia
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهیتابه

    noun

    Rozwiązaniem może być wełna stalowa, jakiej używa się do czyszczenia patelni.

    بنابراین ما از اسکاج فولادی که برای تمیز کردن ماهیتابه استفاده می شود، استفاده کردیم،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Patelnia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

patelnia noun feminine دستور زبان

naczynie kuchenne służące do smażenia potraw; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابه

    noun

    Zagrzejemy patelnię, żeby przypalić ranę i powstrzymać krwawienie.

    ما بايد ماهي تابه رو داغ کنيم تا بااون زخم رو بسوزونيم تا از خونريزي جلوگيري کنه.

  • ماهیتابه

    noun

    Rozwiązaniem może być wełna stalowa, jakiej używa się do czyszczenia patelni.

    بنابراین ما از اسکاج فولادی که برای تمیز کردن ماهیتابه استفاده می شود، استفاده کردیم،

تصاویر با "Patelnia"

اضافه کردن

ترجمه های "Patelnia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه