ترجمه "Patriarchat" به فارسی

پدرسالاری, پدر سالاری, پدرسالاری بهترین ترجمه های "Patriarchat" به فارسی هستند.

Patriarchat
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پدرسالاری

    Chociaż większość miejscowych religii pochwala czystość przedmałżeńską, w patriarchacie chłopcy są uprzywilejowani.

    هرچند ادیان بزرگ منطقه عفت قبل از ازدواج را ستوده اند، اما در یک جامعه پدرسالاری، پسر، پسر است .

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Patriarchat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

patriarchat noun masculine دستور زبان

godność i władza patriarchy [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پدر سالاری

    noun
  • پدرسالاری

    Chociaż większość miejscowych religii pochwala czystość przedmałżeńską, w patriarchacie chłopcy są uprzywilejowani.

    هرچند ادیان بزرگ منطقه عفت قبل از ازدواج را ستوده اند، اما در یک جامعه پدرسالاری، پسر، پسر است .

اضافه کردن

ترجمه های "Patriarchat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه