ترجمه "Pielgrzym" به فارسی

زائر, زائر, حاجی بهترین ترجمه های "Pielgrzym" به فارسی هستند.

Pielgrzym

Pielgrzym (powieść)

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زائر

    noun

    człowiek odbywający wędrówkę do miejsca kultu

    Trzeba ci będzie założyć kilka szwów, pielgrzymie.

    هي ، زائر ، انگاري يه چند تا بخيه لازم داري.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pielgrzym " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pielgrzym noun masculine دستور زبان

rel. osoba, która odbywa wędrówkę do miejsca kultu [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زائر

    noun

    Trzeba ci będzie założyć kilka szwów, pielgrzymie.

    هي ، زائر ، انگاري يه چند تا بخيه لازم داري.

  • حاجی

  • زوار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مسافر
    • مهاجر

عباراتی شبیه به "Pielgrzym" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Pielgrzym" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه