ترجمه "Pipeta" به فارسی

پیپت, قطره چکان چشمی, نیچه بهترین ترجمه های "Pipeta" به فارسی هستند.

Pipeta
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیپت

    Mogę, na przykład, złapać pipetę i użyć ją do eksperymentów.

    مثلا من میتوانم این پیپت را بردارم و با آن آزمایش انجام دهم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pipeta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pipeta Noun noun feminine دستور زبان

lab. chem. wąsko zakończona rurka, zwykle szklana, służąca do przenoszenia lub odmierzania niewielkiej ilości cieczy;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قطره چکان چشمی

  • نیچه

    noun
  • پیپت

    Mogę, na przykład, złapać pipetę i użyć ją do eksperymentów.

    مثلا من میتوانم این پیپت را بردارم و با آن آزمایش انجام دهم.

اضافه کردن

ترجمه های "Pipeta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه